آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
306
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
گياههايى اسبان را علاج مىكرد « 1 » . گرفتن اسب اشخاص غير جنگى مجاز نبود ، مگر در صورتى كه جنگ فورى پيش ميآمد و اسب بموقع نمىرسيد « 2 » . براى معاش لشگر هر روز گوشت و شير و نان را وزن كرده بقطعات مساوى بين جنگيان توزيع مىنمودند « 3 » . ظاهرا در ايام مصاف مردان و اسبان را بيش از جيره عادى غذا ميدادهاند « 4 » . ارتشتارستان نكاتى نيز در باب شيوه كارزار و مواردى ، كه دادن مصاف يا احتراز آن ضرورت داشته ، حاوى بوده است . از يكنفر سردار متوقع بودند ، كه فنون لازم از براى اداره لشگر را بداند و در شيوه جنگى مهارت داشته و صاحب نظر صائب و تدبير و احتياط باشد و قسمتهاى لشگر خود را مخصوصا بشناسد و اندازه قوت و استعداد هر يك را در دست داشته باشد . در روز جنگ بايست به زودى از جا نرود و الفاظى ، كه لشگريان را بترساند . بر زبان نراند . در روز جنگ ميبايستى سربازان را بقبول مرگ تشجيع كند و آنان را بخاطر آورد ، كه جنگ با كفار تكليف دينى است ، اگر زنده بمانند به تحصيل اجر و پاداش موفق خواهند شد و اگر كشته شوند در آن دنيا بمقامات اخروى نائل خواهند گرديد « 5 » . سربازان مىبايست نسبت به يكديگر برشتههاى محبت پيوسته باشند و كوركورانه بسردار خود اطاعت كنند . بصداى شيپور « 6 » لشگريان بجنگ مىشتافتند ، نخست مقدارى آب مقدس در نزديكترين نهر يا رودخانه مىريختند و يك شاخهء مقدسى را به صورت تير بجانب خصم مىانداختند « 7 » ، پس از آن جنگ درميگرفت . عادت بر اين جارى بود ، كه
--> ( 1 ) - ايضا ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 11 . ( 2 ) - ايضا ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 18 . ( 3 ) - ايضا ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 10 . ( 4 ) - ايضا ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 12 . ( 5 ) - دينكرد ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 16 - 14 و 23 - 22 . ( 6 ) - آميانوس ، كتاب 19 ، بند 2 ، فقره 5 ؛ اليزه ، لانگلوا ، ج 2 ، ص 221 . ( 7 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 26 ، فقره 24 .